چهارشنبه: 30 مرداد 1398

شما اینجا هستید

علمی که منحصرا از روش تجربی به دست آید، ناقص است

    مصاحبه با جناب آقاي دکتر محمد فنايي اشکوري عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)

    به گزارش مرکز خبر و اطلاع رساني مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خمبيني (ره)، دکتر محمد فنايي اشکوري، در تبيين تقسيم‌بندي علوم اظهار داشت: علم به معناي science در تقسيم اوليه به دو بخش تقسيم مي‌شود: علوم طبيعي و علوم انساني. در اسلامي سازي علوم طبيعي، دو بحث مطرح است؛ يکي اسلامي‌سازي محتواي اين علوم، ديگري اسلامي‌سازي جهان‌بيني حاکم بر علوم.

    وي افزود: به نظر بنده در مورد اسلامي‌سازي محتواي علوم طبيعي، نمي‌تواند بحث جدي وجود داشته باشد؛ به اين دليل که علوم طبيعي، روش خاص خودشان را دارند و اسلامي و غيراسلامي درباره روش علوم طبيعي معنا ندارد. اگر يک نظريه‌ در علوم طبيعي به شواهد تجربي مستند باشد، به عنوان يک نظريه علمي پذيرفته مي‌شود و لازم نيست مستند به دليل و منبع شرعي باشد. يک فرضيه، نظريه، قانون، و گزاره علمي مادام که مخالف صريح تعليمي از تعاليم دين نباشد ارزش علمي دارد و اسلامي سازي آن معنا ندارد. البته به ندرت ممکن است تعارضي بين يافته هاي علمي و تعاليم اسلامي پيش آيد. در موردي که تعارضي پيش آيد البته بايد به رفع تعارض پرداخت يا از طريق بازنگري در اعتبار آن يافته علمي و يا از راه بازنگري در فهم ما از متن ديني.
    عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با بيان اين‌که روش علم طبيعي، مستند به نقل يا وحي نيست، عنوان کرد: بنابراين در محتواي علوم طبيعي نمي‌توان اسلامي‌سازي کرد. متدولوژي علوم طبيعي، يک متدولوژي تجربي است، اما درباره مباني علوم طبيعي و به تعبيري درباره جهان‌بيني حاکم بر علوم طبيعي، مي‌توان بحث اسلامي‌سازي را طرح کرد.
    فنايي اشکوري بيان کرد: جهان‌بيني حاکم بر علوم طبيعي مي‌تواند مختلف باشد: بينش اسلامي، بينش سکولار، بينش مادي يا ماترياليستي مي‌توانند بر علوم طبيعي حاکم باشند. در حقيقت اين بحث، خارج از خود علوم است و مربوط به مباني فلسفي علوم مي‌شود. همچنين استنتاجات فلسفي که مي‌توان از علوم داشت نيز مي‌توانند متصف به وصف اسلامي، سکولار يا مادي باشند.
    وي اظهار داشت که در مباني و همچنين استنتاجات حاصل از علوم بايد جهان‌بيني را اسلامي کنيم. جهانبيني حاکم در علم امروز جهانبيني مادي و سکولار است. برخي از استنتاج هاي فلسفي که از علوم مي کنند با بينش اسلامي ممکن است ناسازگار باشد. اين امر البته ربطي به خود علوم ندارد و خود علوم از اين حيث ساکت هستند.ازاين رو نمي‌توان خود علوم طبيعي از جمله فيزيک، شيمي يا زيست‌شناسي را اسلامي يامسيحي يا مادي کرد؛ يعني به عبارت ديگر ما نمي‌توانيم در محتواي علوم طبيعي دخالت کنيم و اساساً اسلامي‌سازي درباره محتواي علوم طبيعي بي‌ وجه است.
    عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: اگر ما اعتقاد به خداوندي داشته باشيم که اين جهان را آفريده است، يا اگر ما چنين اعتقادي نداشته باشيم و تفکر مادي داشته باشيم، اين در نحوه تلقي ما از علوم تأثيرگذار خواهد بود؛ مثلا اگر ما تفکر مادي داشته باشيم، مي‌گوييم: فرضيه «بيگ بنگ» پيدايش عالم هستي را براي ما تفسير مي‌کند.
    فنايي اشکوري با بيان اين‌‌که در صورت اعتقاد به تفکر مادي، پيدايش عالم را از آن انفجار مهيب اوليه خواهيم دانست، گفت: اما در صورتي که ما تفکر اسلامي داشته باشيم، ممکن است به تئوري بيگ‌بنگ برسيم، ولي مبدأ پيدايش جهان را اين حادثه نخواهيم دانست، بلکه معتقد خواهيم شد که اين عالم را خداوند متعال آفريده است.
    وي ادامه داد: در اين‌صورت، حادثه بيگ‌بنگ يک رويداد طبيعي است و اگر اين فرضيه صحيح باشد، اين حادثه منشأ پيدايش کيهان کنوني است که ما در آن زندگي مي‌کنيم، نه اين‌که ما اعتقاد پيدا کنيم که حادثه بيگ‌بنگ، منشأ پيدايش اصل هستي باشد؛ در هر حال اين دو نوع استنباط به خود تئوري بيگ‌بنگ مستند نيست و خارج از آن تعريف مي‌شود.
    اين پژوهشگر ديني تأکيد کرد: تئوري بيگ‌بنگ مي‌گويد: نظم کنوني جهان با چنان حادثه‌اي اتفاق افتاده است، ولي اين‌که آيا عالم خدايي دارد يا خير؟ همچنين اين‌که آيا خود آن اتفاق، معلول اراده الهي بوده است يا خير؟ در رابطه با چنين سؤالاتي، خود تئوري ساکت است، بلکه ديدگاه فلسفي ما و جهان‌بيني ماست که به ما تفسير مادي يا تفسير الهي از جهان مي‌دهد.
    عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به علوم انساني گفت: اولا بايد دانست که علوم انساني و اجتماعي به دقت علوم طبيعي نيست و تمام انديشمندان بر اين مطلب اتفاق نظر دارند. روش تحقيق يا متدولوژي قاطعي در علوم انساني وجود ندارد. در ساختن علوم انساني از جمله جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، علوم سياسي، حقوق، اقتصاد، و تعليم و تربيت هم مشاهدات و تجربيات ما و هم اعتقادات، باورها و ارزش‌هاي ما دخالت دارند.
    فنايي اشکوري عنوان کرد: البته اين مطلب در مقام نظر به راحتي قابل اثبات است، اما در مقام عمل به سادگي نمي‌توان مشاهدات و اعتقاداتي که در ساختن علوم انساني دخالت دارند را از يکديگر تفکيک کرد. به لحاظ نظري مي‌توان اين‌گونه تقسيم‌بندي کرد که آن بخش از علوم انساني که صرفا تجربي هستند؛ يعني آن بخش از قضايا يا نظريات علوم که مستند به تجربه هستند، آن‌ها نيز قيد اسلامي و غيراسلامي ندارند و براي ما قابل قبول هستند. ميزان اعتبار آنها وابسته به قوت شواهد مثبت آنهاست.
    وي اضافه کرد: اما آن بخش که تجربي نيستند؛ يعني در علوم انساني فرضياتي ارائه شده است که متأثر از باورهاي ماست؛ چه باورهاي ديني، چه باورهاي فلسفي، چه باورهاي معرفت‌شناختي، چه باورهاي ارزشي و اخلاقي. اين‌ باورها ممکن است سکولار، مادي، کمونيستي يا اسلامي باشند و اعتقاد به هر يک، نتيجه خاصي را به دنبال خواهد داشت.
    اين پژوهشگر ديني با بيان اين‌که اقتصادي که مبتني بر ديدگاه مارکسيستي است يا ديدگاهي که يک طرفدار اقتصاد سرمايه‌داري به آن قائل است، با ديدگاهي که اسلام درباره اقتصاد دارد متفاوت است، تصريح کرد: مشکلي که در علوم انساني وجود دارد اين است که مرز قضاياي تجربي و قضاياي غيرتجربي يا متأثر از باورها و پيش‌فرض‌ها در علوم انساني به طور صد در صد مشخص نيست و در آثار علوم انساني و در کلاس هاي درس همه آنها را به عنوانعلم بخورد خواننده يا دانشجو مي دهند.
    فنايي اشکوري افزود: از اين جهت تعيين دقيق قضاياي تجربي محض که براي همه انسان ها از اعتبار يکسان برخوردارند و اعتقادات ما در آن دخالت ندارد دشوار است؛ چنانکه تعيين دقيق قضايايي که متأثر از ايدئولوژي و جها‌ن‌بيني هستند نيز آسان نيست؛ يعني مرزهاي بين قضايايي که تجربي محض هستند و قضايايي که متأثر از اعتقادات‌اند، به طور دقيق از هم جدا نشده است.
    وي با بيان اين‌که پروژه اسلامي‌سازي علوم انساني يک پروژه جدي است، گفت: اين امر ضرورت دارد، ما اگر بخواهيم يک نظام اسلامي داشته باشيم، نيازمند چنين امري هستيم. نظام اسلامي، نظامي است که بخش عظيمي از مديريت آن نظام بر اساس علوم انساني از جمله سياست، اقتصاد، تعليم و تربيت، جامعه‌شناسي، مديريت و حقوق است. اگر اين علوم را ما به طور کامل از غرب بگيريم، و با استفاده از آن حکومت داشته باشيم چنين حکومتيبا حکومت اسلامي مطلوب فاصله خواهد داشت.
    عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) عنوان کرد: چون آن وقت، اين حکومت، حکومتي خواهد بود که بر اساس يافته‌هاي غربي‌ها در باب انسان جامعه را اداره مي‌کند، وقتي اين‌طور باشد، آنگاه جاي اين پرسش است کدام بخش از اداره جامعه بر اساس تعاليم اسلامي است؟ حکومت اسلامي، حکومتي است که مناسبات آن در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي، تعليم و تربيت، حقوق و... برگرفته يا دست‌کم موافق با تعاليم اسلامي باشد.
    فنايي اشکوري با بيان اين‌که وجود و عدم حکومت اسلامي وابسته به مسئله اسلامي‌سازي علوم انساني است، تأکيد کرد: البته ما براي اسلامي‌سازي علوم نبايد از صفر شروع کنيم؛ يعني نبايد اين‌گونه باشد که علوم انساني موجود را کنار بگذاريم و علوم انساني ديگري را از قرآن و روايات استخراج کنيم؛ براي اين‌که همين علومي که الان در دست ماست، محصول انديشه هزاران سال بشر است.
    وي تصريح کرد: درست است که ما اين علوم را به صورت تدوين‌شده از غرب گرفته‌ايم، اما اين‌گونه نيست که غربي‌هاي مدرن اين علوم را تماماً ابداع کرده باشند. اين علوم محصول و دستاورد تمام عمر بشريت است؛ حاصل فکر فلاسفه و دانشمندان در طول تاريخ به شکل علوم امروزي در اختيار ما قرار گرفته است.
    اين پژوهشگر ديني با بيان اين‌که لازم است اين علوم را بياموزيم، اظهار کرد: بسياري از مسائلي که در اين علوم آمده است، پشتوانه تجربي دارند و ما آن‌ها را برمي‌گيريم. حتي برخي از آن‌ها ممکن است پشتوانه عقلي قابل دفاعي داشته باشند، آن‌ها را نيز اخذ مي‌کنيم؛ اما به طور قطع مواردي هم وجود دارد که متأثر از جهان‌بيني‌ها و ارزش‌هايي است که موافق با جهان‌بيني و ارزش‌هاي اسلامي نيست. در اين موارد است که به بازبيني و اصلاح نيازمنديم.
    وي افزود: بايد اين بخش از علوم را شناسايي کنيم و با استفاده از جهان‌بيني اسلامي و متون ديني آنها را اصلاح کنيم؛ يعني ما احتياج داريم تا علوم انساني موجود را به شکل دقيق مورد شناسايي قرار دهيم و آن بخش‌هايي را که با اسلام سازگار نيست، تفکيک کرده و با استفاده و بهره‌گيري از معارف اسلامي اصلاح کنيم و بر مبناي آموزه هاي اسلامي در مباحث انساني نظريه پردازي کنيم.
    عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با بيان اين‌که نبايد علوم انساني موجود را به طور کامل کنار بگذاريم، اضافه کرد: تأسيس علوم انساني جديد از نقطه صفر ممکن است قرن‌ها به طول انجامد و کنارگذاشتن تجربه بشري توجيهي ندارد. اما اين‌که ما از معارف ديني چه مباني را مي‌توانيم براي بازسازي و اصلاح علوم انساني مورد استفاده قرار دهيم، مسائل مختلفي در اينجا مطرح است که بخشي از آن‌ها اعتقادات و جهان‌بيني ديني است.
    فنايي اشکوري عنوان کرد: بخش مهمي از آنچه در بازسازي و اصلاح علوم انساني به کار مي‌آيد، مربوط به انسان‌شناسي مي‌شود، انساني که اسلام تعريف مي‌کند، با انساني که در مکاتب ديگر تعريف مي‌شود، تفاوت دارد و اين امر در تلقي ما از علوم انساني بسيار تأثيرگذار است. اگر ما انسان را صرفا موجودي مادي بدانيم که هيچ بُعد الهي، قدسي و معنوي ندارد، يک نوع علوم انساني خواهيم داشت. اما اگر انسان را مخلوق خداوند متعال و خليفه الهي بدانيم که پروردگار او را متمايز از ساير موجودات قرار داده است، تلقي ما از علوم انساني متفاوت خواهد بود؛ لذا انسان‌‌شناسي در نوع نگرش به علوم انساني بسيارتأثيرگذار و مهم است. از ديگر مسائلي که در تلقي ما از علوم انساني مؤثر است، معنويت، اخلاق و مباني ارزش‌هاست.
    اين پژوهشگر ديني با بيان اين‌که فقه اسلامي در نگرش به علوم انساني در بخش‌هاي مهمي تأثيرگذار است، گفت: فقه اسلامي در علم حقوق و علم سياست و اقتصاد و حتي در تعليم و تربيت دخالت دارد و در نگرش ما به آن‌ها تأثيرگذار است. در آموزه‌هاي اسلام هم ديدگاه کلي نسبت به جهان و انسان آمده است و هم در بسياري از موارد به جزئيات پرداخته شده است.
    عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) اظهار کرد: اگرچه در تعاليم ديني از جمله در فقه و اخلاق اسلامي به بسياري از جزئيات درباره انسان اشاره شده، ولي اين تلقي درست نيست که ما بگوييم: ما جز به آنچه در آيات و روايات آمده به چيز ديگري احتياج نداريم. دين مبين اسلام براي عقل بشري ارزش قائل است و خود بشر را تشويق و ترغيب کرده تا درباره خلقت و حيات تعقل کند.
    فنايي اشکوري با بيان اين‌که تفکر اخباري و سلفي در اينجا مردود است، عنوان کرد: با تفکر اخباري و سلفي نمي‌توان هيچ علمي را بنا کرد. در ساختن علم انساني ما احتياج داريم که از منابع مختلف استفاده کنيم که عقل، تجربه و وحي عمده منابع ما هستند. از عقل و تجربه، ديگران هم استفاده کرده‌اند؛ از اين رو ما بخش‌هايي از علوم انساني موجود را مي‌پذيريم؛ چون مخالفتي با اسلام ندارد.وي تأکيد کرد: در ساختن علوم انساني موجود از وحي استفاده نشده است و اين خلأ بايد پر شود.
    وي درباره تعارض علم و دين اظهار داشت که علم و دين با هم تعارضي ندارند. علوم انساني وقتي دچار چالش مي شوند که ما در تدوين آنها از روش‌ها و منابع مختلف استفاده نکنيم. اگر متدولوژي ما منحصر به روش تجربي باشد، از آنجا که بسياري حقايق هست که از راه تجربه نمي‌توان آن‌ها را درک کرد؛ لذا علمي که منحصراً از روش تجربي به دست آيد، ناقص است.
    اين پژوهشگر ديني با بيان اين‌که علوم انساني اگر منحصراً بر پايه عقل بشري بنا شود، ناقص خواهد بود، تصريح کرد: حتي اگر در ساختن علم انساني تنها از وحي استفاده شود و به عقل و تجربه بشري توجه نشود، آن علم نيز ناتمام و ناکافي است. علوم انساني مطلوب و موفق آن علمي است که در ساختن آن از همه منابع معرفت اعم از عقل، تجربه و وحي استفاده شود. عقل هم همچون وحي هديه الهي است که خداوند به ما ارزاني داشته است.
    وي اظهار کرد: حتي در موارد خاصي از تجربه‌هاي عرفاني نيز مي‌توان در ساختن علوم انساني بهره برد. اما آن چيزي که مهم است و نمي‌توان از آن صرفنظر کرد، اين است که در تفکر اسلامي، روش‌هاي انديشه در علوم انساني منحصر به تجربه يا عقل نيست و علاوه بر تجربه و عقل، وحي نيز يک منبع مهم در علوم انساني است.
    فنايي اشکوري بيان داشت ‌که اگر ما با اين تفکر پيش برويم و روش‌هاي انديشه در علوم انساني را متنوع بدانيم، علوم انساني خواهيم داشت که هم غني‌تر و کامل‌تر و هم سازگار با معارف اسلامي است.
    وي تأکيد کرد: ما براي اين‌که به بازسازي و اصلاح علوم انساني نائل شويم و علوم انساني اسلامي داشته باشيم، نيازمند اين هستيم که مطالعات بسياري انجام دهيم.به اين منظور ما نيازمند متخصصاني هستيم که هم در علوم انساني موجود و هم در علوم ديني و معارف اسلامي صاحب‌نظر باشند. بنابراين تنها حوزويان نمي‌توانند علوم انساني اسلامي را تأسيس کنند، چنانکه تنها دانشگاهيان هم نمي‌توانند به اين مقصد برسند؛ بلکه تنها راه تأسيس علوم انساني اسلامي همکاري حوزه و دانشگاه است.
    عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با بيان اين‌که يکي از برکات و نتايج همکاري حوزه و دانشگاه، تغيير و تحول در علوم انساني است گفت: ما کساني که هم در علوم اسلامي و هم در علوم انساني تخصص داشته باشند بسيار کم داريم. همچنين همکاري حوزه و دانشگاه در آن سطحي که ما را به تحول در علوم انساني برساند، در حال حاضر با مشکلاتي مواجه است.
    فنايي اشکوري اظهار کرد: يکي از مهم‌ترين نتايج و دستاوردهاي علوم انساني اسلامي رسيدن به حکومت و جامعه اسلامي مطلوب است؛ يعني آن وقت است که مي‌توانيم بگوييم: نظامي داريم که بر پايه تعاليم اسلامي استوار است. در حال حاضر ما به آن هدف نرسيده‌ايم؛ چون از علوم انساني استفاده مي‌کنيم که خودمان هم نسبت به آن‌ها منتقد هستيم و بايد بر اساس آموزه‌هاي اسلامي آن را اصلاح کنيم.

     

    لینک ثابت خبر: qabas.iki.ac.ir/node/3915

    موسسه امام خمینی

    «این مؤسسه‏ ی خوب، جامع و کامل می‏تواند از لحاظ تلاش پیگیر، خستگی‏ ناپذیر، خالصانه و عالمانه الگویی برای حوزه باشد.» مقام معظم رهبری در دیدار رئیس و اعضای هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)   مؤسسه... ادامه

    سند چشم انداز

    چشم‌انداز مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در افق 1397 با اميد به فضل الهي و عنايات ويژه حضرت ولي عصر(عج) و در پرتو کوشش عالمانه و تلاش متعهدانه همه ارکان و اعضا و پارسايي و پاکي مديران، استادان، محققان،... ادامه